رسانه اينترنتي فرهنگ،هنر و موسیقي هرمزگان: تالار گفتمان

 
رسانه اینترنتی فرهنگ هنر موسیقی هرمزگان :: نمايش موضوعات - حکایاتی چند از عبید زاکانی

`

حکایاتی چند از عبید زاکانی

 

ارسال موضوع جديد  پاسخ به اين موضوع    

   رسانه اینترنتی فرهنگ هنر موسیقی هرمزگان صفحه اول انجمن -> بندرموزيك

نمايش موضوع قبلي :: نمايش موضوع بعدي  
نويسنده پيغام

jashoo


وضعيت: آفلاين
20 اسفند ماه ، 1388
تعداد ارسالها: 485
امتياز: 149273
تشکر کرده: 0
تشکر شده 7 بار در 7 پست

محل سكونت: بندرعباس.شاه حسینی

ارسالارسال شده در: چهارشنبه، 6 مرداد ماه ، 1389 21:21:13    موضوع مطلب: حکایاتی چند از عبید زاکانی پاسخ همراه با اعلان

*درِ خانه ی جحي بدزديدند. او برفت و در مسجدي بركند و به خانه ميبرد. گفتند چرا در مسجد بركنده اي؟ گفت: درِ خانه من دزديده اند و خداوند اين در، دزد را ميشناسد، در را به من سپارد و در خانه خود بازستاند.

*شخصي از مولانا عضدالدين پرسيد: چونست كه مردم در زمان خلفا دعوي خدائي و پيغمبري بسيار مي كردند و اكنون نمي كنند؟ گفت: مردمِ اين روزگار را چندان ظلم و گرسنگي افتاده است كه نه از خدايشان به ياد مي آيد و نه از پيغامبر.

*درويشي به در خانه اي رسيد. پاره ناني بخواست. دختركي در خانه بود گفت: نيست. گفت: چوبي هيمه اي. گفت: نيست. گفت: پاره اي نمك. گفت: نيست. گفت: كوزه اي آب. گفت: نيست. گفت: مادرت كجاست؟ گفت: به تعزيت خويشاوندان رفته است. گفت: چنين كه من حال خانه ی شما مي بينم، 10خويشاوند ديگر مي بايد به تعزيت شما آيند.

*خراساني به نردبان در باغ ديگري ميرفت تا ميوه بدزدد. خداوند باغ برسيد و گفت: در باغ من چكار داري؟ گفت: نردبان مي فروشم. گفت: نردبان در باغ من مي فروشي؟ گفت: نردبان از آن من است، هر كجا كه خواستم ميفروشم.

*شخصي دعوي نبوت كرد. پيش خليفه اش بردند. از او پرسيد كه معجزه ات چيست؟ گفت: معجزه ام اين كه هرچه در دل شما ميگذرد مرا معلوم است. چنانكه اكنون در دل همه ميگذرد كه من دروغ مي گويم.

*ظريفي مرغي بريان در سفره ی بخيلي ديد كه سه روز پي در پي بود و نميخورد. گفت: عمر اين مرغ بريان بعد از مرگ درازتر از عمر اوست پيش از مرگ.

*شخصي تيري به مرغي انداخت. خطا كرد. رفيقش گفت: احسنت. تير انداز بر آشفت كه به من ريشخند مي كني؟ گفت: نه، ميگويم احسنت، اما به مرغ.

*شخصي خانه اي به كرايه گرفته بود. چوبهاي سقفش بسيار صدا مي كرد. به خداوند خانه از بهر مرمّت آن، سخن بگشاد. پاسخ داد كه چوبهاي سقف ذكر خداوند مي كنند. گفت: نيك است، اما ميترسم اين ذكر منجر به سجده شود.

*زني كه سر دو شوهر خورده بود، شوهر سيمش در مرض موت بود. بر او گريه ميكرد و مي گفت: اي خواجه به كجا مي روي و مرا به كه مي سپاري؟ گفت: به شوی چهارمين.

*يكي اسبي از دوستي به عاريت خواست. گفت: اسب دارم اما سياه است. گفت: مگر اسب سياه را سوار نشايد شد؟ گفت: چون نخواهم داد همين قدر بهانه بس است.

*نوشيروان، روزي به دادرسي نشسته بود. مردي كوتاه قامت فراز آمد و بانگ دادخواهي برداشت. خسرو گفت: كسي بر كوتاه قامتان ستم نتواند كرد. گفت: شهريارا، آنكه بر من ستم راند، از من كوتاهتر است. خسرو بخنديد و دادش بداد.

*مردي جامه اي بدزديد و به بازار برد تا بفروشد. جامه را ازو بربودند، پرسيدند كه به چند فروختي؟ گفت: به اصل مايه.

*زشت رويي در امر مذهب، با ديگري مجادله مي كرد و گفتش: آيا تو بر كفر گواهي دهي؟ گفت: مگر كسي كه پندارد خدا تو را در بهترين صورت بيافريده است.

*زشت رويي در آينه به زشتي خود مي نگريست و مي گفت: سپاس خداي را كه مرا صورتي نيكو بيافريد. غلامش ايستاده بود اين سخن مي شنيد و چون از نزد او به در آمد كسي از حال صاحبش پرسيد، گفت: در خانه نشسته و بر خدا دروغ مي بندد.

*مردي زني بگرفت و به روز پنجم فرزندش زاد. مرد به بازار شد و لوح و دواتي بخريد. او را گفتند: اين از چه خريدي؟ گفت: طفلي كه به پنج روز زايد به سه روز مكتبي شود.

رسالــه دلـگشــــا، عبــــید زاکــانی

بازگشت به بالا

رويت مشخصات كاربر ارسال پيغام شخصي

aftab


وضعيت: آفلاين
6 تير ماه ، 1389
تعداد ارسالها: 264
امتياز: 135300
تشکر کرده: 0
تشکر شده 3 بار در 3 پست


ارسالارسال شده در: پنجشنبه، 7 مرداد ماه ، 1389 14:02:27    موضوع مطلب: پاسخ همراه با اعلان

vaghean azat mamnoonam jashoo

بازگشت به بالا

رويت مشخصات كاربر ارسال پيغام شخصي ارسال ايميل

sia_02


وضعيت: آفلاين
16 ارديبهشت ماه ، 1389
تعداد ارسالها: 515
امتياز: 145275
تشکر کرده: 0
تشکر شده 7 بار در 7 پست

محل سكونت: kooche pas koochehaye doubai

ارسالارسال شده در: پنجشنبه، 7 مرداد ماه ، 1389 19:16:12    موضوع مطلب: پاسخ همراه با اعلان

mamnoon
_________________
طاقت بیار رفیق
:::::_____________:::::
::::::::::::::>>>iran win

بازگشت به بالا

رويت مشخصات كاربر ارسال پيغام شخصي

1370


وضعيت: آفلاين
9 تير ماه ، 1389
تعداد ارسالها: 322
امتياز: 202850
تشکر کرده: 15
تشکر شده 4 بار در 4 پست

محل سكونت: بندر عزیزم

ارسالارسال شده در: جمعه، 8 مرداد ماه ، 1389 12:07:53    موضوع مطلب: پاسخ همراه با اعلان

ممنون
_________________
مه همی جا که نشتم فکر صد کار اکردم از خوو پوچه غفلت بی خو بیدار اکردم مه همی جا که هستم رنج بسیار ابردم پشت لبخنده تلخم حسرت بار ابردم

بازگشت به بالا

رويت مشخصات كاربر ارسال پيغام شخصي شناسه Yahoo

hamed_paris3640


وضعيت: آفلاين
29 خرداد ماه ، 1389
تعداد ارسالها: 420
امتياز: 146750
تشکر کرده: 10
تشکر شده 6 بار در 5 پست

محل سكونت: bnd و chabahaar

ارسالارسال شده در: دوشنبه، 11 مرداد ماه ، 1389 18:56:42    موضوع مطلب: پاسخ همراه با اعلان

mer30 jashoooo jan
_________________
اگر زیبایی را آواز سر دهی ، حتی در تنهایی بیابان ، گوش شنوا خواهی یافت

بازگشت به بالا

رويت مشخصات كاربر ارسال پيغام شخصي ارسال ايميل شناسه Yahoo
تمامي مطالب ارسال شده:   
ارسال موضوع جديد   پاسخ به اين موضوع   

   رسانه اینترنتی فرهنگ هنر موسیقی هرمزگان صفحه اول انجمن -> بندرموزيك

زمان پيشفرض سايت: ساعت گرينويچ + 3.5 ساعت
صفحه 1 از 1
  
پاسخ سريع:

Very Happy Smile Sad Surprised Shocked Confused Cool Laughing Mad Razz Embarassed Crying or Very sad Evil or Very Mad Twisted Evil Rolling Eyes Wink Exclamation Question Idea Arrow
                 



افزودن امضاء به مطلب ارسالي (امضاء كاربر در بخش ويرايش مشخصات كاربر قابل تغيير است .)


 

  


 


Powered by phpBB © 2001, 2008 phpBB Group



تمامي حقوق آثار پخش شده محفوظ بوده و هرگونه کپی برداری بدون اجازه مدیران ممنوع بوده
Powered By PHP NUKE | Designed By 0761 Group @ 2009

 




  

PHPNuke Farsi [MT Edition] Project By PHPNuke.ir