aftab وضعيت: آفلاين 6 تير ماه ، 1389 تعداد ارسالها: 264 امتياز: 135300 تشکر کرده: 0 تشکر شده 3 بار در 3 پست
ارسال شده در: پنجشنبه، 7 مرداد ماه ، 1389 14:08:50 موضوع مطلب: نامه پیرزن به خدا
یک روز کارمند پستی که به نامههایی که آدرس نامعلوم دارند رسیدگی میکرد متوجه نامه ای شد که روی پاکت آن با خطی لرزان نوشته شده بود نامهای به خدا !
با خودش فکر کرد بهتر است نامه را باز کرده و بخواند.در نامه این طور نوشته شده بود:
خدای عزیزم بیوه زنی هشتادوسه ساله هستم که زندگی ام با حقوق نا چیز باز نشستگی میگذرد. دیروز یک نفر کیف مرا که صد دلار در آن بود دزدید.
این تمام پولی بود که تا پایان ماه باید خرج میکردم. یکشنبه هفته دیگر عید است و من دو نفر از دوستانم را برای شام دعوت کردهام، اما بدون آن پول چیزی نمیتوانم بخرم. هیچ کس را هم ندارم تا از او پول قرض بگیرم . تو ای خدای مهربان تنها امید من هستی به من کمک کن …
کارمند اداره پست خیلی تحت تاثیر قرار گرفت و نامه را به سایر همکارانش نشان داد. نتیجه این شد که همه آنها جیب خود را جستجو کردند و هر کدام چند دلاری روی میز گذاشتند. در پایان نودوشش دلار جمع شد و برای پیرزن فرستادند …
همه کارمندان اداره پست از اینکه توانسته بودند کار خوبی انجام دهند خوشحال بودند. عید به پایان رسید و چند روزی از این ماجرا گذشت، تا این که نامه دیگری از آن پیرزن به اداره پست رسید که روی آن نوشته شده بود: نامهای به خدا !
همه کارمندان جمع شدند تا نامه را باز کرده و بخوانند. مضمون نامه چنین بود :
خدای عزیزم، چگونه میتوانم از کاری که برایم انجام دادی تشکر کنم. با لطف تو توانستم شامی عالی برای دوستانم مهیا کرده و روز خوبی را با هم بگذرانیم. من به آنها گفتم که چه هدیه خوبی برایم فرستادی … البته چهار دلار آن کم بود که مطمئنم کارمندان اداره پست آن را برداشتهاند!!…
1370 وضعيت: آفلاين 9 تير ماه ، 1389 تعداد ارسالها: 322 امتياز: 202850 تشکر کرده: 15 تشکر شده 4 بار در 4 پست
محل سكونت: بندر عزیزم
ارسال شده در: جمعه، 8 مرداد ماه ، 1389 12:11:16 موضوع مطلب:
خیلی باحال بود _________________ مه همی جا که نشتم فکر صد کار اکردم از خوو پوچه غفلت بی خو بیدار اکردم مه همی جا که هستم رنج بسیار ابردم پشت لبخنده تلخم حسرت بار ابردم